به چشمانت که نگاه می کنم خود را در آفریقا می یابم در قاره ی سیاه گرد آتش ،پا می کوبم...
برچسب:
نویسنده: کاوه اسدیان
در زلفان تو راهی..
پول
واژه ی کثیف این روزها
که از شعر خرابه می سازد
از شاعر
خراب.....
برچسب:
نویسنده: کاوه اسدیان
و آمدنت سور بود
و نسیم بود
و نور بود
در اعماق جان گرفتی و کویر ساحتی شد از رویا
جیرجیرک ها آوازه خوان شدند و باد مطرب رقصانی
از دوردست شب آمدی تو با نم نم باران
از نامتناهی
چشمانت ابدیت بود
و آهنگ قدم هایت جان بود
موسیقی بود
باران بود...
تو بر دستان من حک شده ای
چون خطوطی کوفی
بر دیواره ی مسجدی دور
تو حک شده ای بر چوب محراب ها
بر دسته ی منبر ها
و هر گاه تلاش کردی دور شوی
در خستگی دستانم می بینمت
بر خرابه های قلبم
تو بر دستان من حک شده ای..
برچسب: نزار,قبانیترجمه,ایلیا,خمیس,
نویسنده: کاوه اسدیان
برچسب:
نویسنده: کاوه اسدیان
برچسب:
نویسنده: کاوه اسدیان
راه خیال
جز چشمان تو
چه کسی خیال مرا می بیند
از کوچه ی پاییزی که می گذرم
باران های مرا جز چشمان تو
چه کسی به نظاره می نشیند
زیبا
راه خیال واقعیت دارد
قرار ما،سر کوچه ی پاییزی...
برچسب:
نویسنده: کاوه اسدیان
برچسب:
نویسنده: کاوه اسدیان
افسوس
..چنگ زدم که نگهت دارم
اما افسوس
که دستانم فرسوده بود و
پیراهنت فرسوده تر
دره دهان باز کرده بود و
من
می دیدم عمق تاریک چشمانش را
از دور
چنگ زدم که نگهت دارم
اما افسوس...
برچسب:
نویسنده: کاوه اسدیان
برچسب:
نویسنده: کاوه اسدیان
برچسب:
نویسنده: کاوه اسدیان
برچسب:
نویسنده: کاوه اسدیان