افسوس
..چنگ زدم که نگهت دارم
اما افسوس
که دستانم فرسوده بود و
پیراهنت فرسوده تر
دره دهان باز کرده بود و
من
می دیدم عمق تاریک چشمانش را
از دور
چنگ زدم که نگهت دارم
اما افسوس...
برچسب: نویسنده: کاوه اسدیان تاريخ: يکشنبه 8 مرداد 1396 ساعت: 5:08