خرید بک لینک

خاکستری چشمانت

کلمات در ابهام تو گم می شوند و من

زنجره ی زنجیر ضجرشان را می شنوم

از پس آن همه شبح

که از عمق تاریک تاریخ چشمانت هنوز ترند

گرگ و میش غروبگاهان نگاهت در سیاهی کلمات جز لکه ای

بر جای نگذاشت

شرم نگاهم در این دجله ی بی آب شوم

و من شبحی از شروع اولین شیپور شامگاهان تاریخ هنوز

زلالی کلمات گمشده را در نگاه عابرین می جویم

افسوس

در ابهام چشمانت اما

یک غروب اما

صدای زنجیرها

باز

صدای زنجیرها

|+| نوشته شده توسط ایلیا آل خمیس در یکشنبه هشتم مرداد ۱۳۹۶ |

برچسب: نویسنده: کاوه اسدیان تاريخ: يکشنبه 8 مرداد 1396 ساعت: 5:08

صفحه بندی